لطفاً شرکت های شعارسازی در راستای هدفمندی "طرح توسعه شعارسازی و شعاردهی" برای خلق یک انتخابات شکوهمند مجلس در اسفند ماه سال جاری نکات ذیل را آویزه ی گوش و هوش مبارک قرار دهند تا با تکرار آن در چارگوشه ی ایران اسلامی ، کمر استکبار جهانی بشکند و چشم اصلاح طلبان کور شود:
اولندش: شعارها باید کمی تا اندکی بیشتر ضربی باشد و لحن و ریتم در آن ، شرعاً و ارشاداً مجاز باشد.
دومندش: هیچ گونه کلمات کلیدی همچون کهریزک و اوین و باتوم و تقلب و امثال این واژگان در شعارها استفاده نگردد تا باعث اختلال در امنیت ملی نشده و تشویش اذهان عمومی را نیز دامن نزند.
سومندش: رعایت تفکیک جنسیتی در شعار ها ضروری است لذا سعی شود جمله های برادران مرز مشخصی با جمله های خواهران داشته باشد تا احیاناً هنگام شعاردهی قاطی نشده و مشکل شرعی نسازد.
چارمندش: هدف این فصل از شعارها از آن جاییکه شرکت حداکثری مردم در انتخابات مجلس است لذا تلاش شود به هر دوز و کلکی و یا احیاناً به هر نحوی از انحا هم شده با استفاده از تمام ابزارهای مجاز از جمله احساسات دینی و اسلامی از صدر اسلام گرفته تا ذیل عزیز اسلام ، شعارهای محرک تری فراهم شود تا اصلاح طلبان خودشان به شکست خود اعتراف کنند قبل از آن که مثل بچه ی آدم راهی زندان شوند.
پنجمندش: فعلاً تا اطلاع ثانوی از قرار دادن " جریان انحرافی " در شعارهای انتخابات خودداری شود و از آن جایی که جریان انحرافی همان ریاست جمهور و دارودسته اش می باشند احیاناً برای شعارهای دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری حائز اهمیت خواهد بود لذا فعلاً هدفمان در شعارها درهم شکستن استکبار و اصلاح طلبان می باشد.
کامران دانشجو جمله ی " اگه می خوای وزیر بشی اول شصت و سه درصدحال بده"
سپاه پاسداران جمله ی " منهای وصیت نامه ی آقای خمینی ، سیاست چیز بدی نیست"
هاشمی رفسنجانی جمله ی " یاد ایامی که در همه جا برو بیایی داشتیم"
احمدی نژاد جمله ی " همه چی آرومه من چقدر خوشبختم"
بانک مرکزی جمله ی " توی این بلبشوبازار دلار جای خاوری خالی"
انتخابات مجلس جمله ی "رای من کو؟"
آیت ا.. جنتی جمله ی " من صد وبیست انتخابات دیگر را خواهم دید!"
آقای خاوری در کانادا جمله ی " چقدر از سه هزارمیلیارد تومنم باقی مونده"
بشاراسد جمله ی "من کسی را نکشتم، ایران شاهد است"
ضرقامی جمله ی " بزودی فیلم سینمایی در سوریه کسی کشته نمی شود"
نیروگاه هسته ای بوشهر جمله ی " پس برق من کو؟!"
خجالت احمدی نژاد از بیکاری استانها
رئیس جمهور با بیان اینکه خیلی وقتها از اینکه بگوییم در فلان جا بیکاری داریم خجالت میکشم.
===ضمن عرض پوزش===============================================
آدم گاهی اوقات درمی ماند از این همه شکسته نفسی ! مات می شود از این همه بزرگواری! اصلاً نابود می شود از این همه عظمت و کرامت که با هم قاطی شده! ای ول! شما دیگه کی هستی؟ واقعاً دست همه ی شکسته نفسی هارو بستی ، اون هم از پشت!! ای بابا! آقای احمدی نژاد ! شما چرا خجالت بکشی؟ این ما ملت پرتوقع و پرمطالباتیم که باید شرمنده باشیم و خجالت بکشیم از این که احیاناً باعث رنجش خاطر مبارک حضرت عالی شدیم و کاری کردیم که شما خیلی وقتها خجالت بکشید از این که ما بیکار هستیم. اولندش که ما باید خجالت بکشیم که چرا همین جوری بیکار موندیم و قطعاً خودمان عامل بیکاری خودمان هستیم والا در دولت شما وزارت کار با آن همه عرض و طولش بیست و چهارساعته دارد کار تولید می کند و هی کار تولید می کند خروار خروار! دومندش که خوب تقصیر شماچیه که ما جوان جویای کار زیاد داریم ! ما چشم مان کور بشود که این همه جوان تولید نکرده بودیم تا شما و وزارت کارتان مجبور نشوید این همه کار تولید کنید تا ما و جوانان ما بیکار نباشند سومندش که عزیزم اصلاً ناراحت نباش چرا که در هر کشوری که وزارت کار داشته باشد جماعت بیکار زیاد دارد! من فکر می کنم اگه یه کار به این وزیر کارتان بدهید مشکل کار حل می شود و ایشان هم از بیکاری درمی آیند! چهارمندش که فدات بشم! تو غصه نخور ! تو انرژی ات را حفظ کن تا وقتی به سازمان ملل رفتی بتوانی از فلسطین و افغانستان و عراق و لبنان و خصوصاً سوریه عزیز و دوست داشتنی دفاع کنی و این قدر انرژی داشته باشی که هالوکاست را انکار بکنی و سیلی محکمی به استکبار بزنی ! تا به دنبال آن بیکاری ما هم حل بشود که ان شاءا... با نذر چار تا سفره ی ابوالفضل و یه مقدار ناچیزی صدقه ریختن در صندوق های خیریه ی کمیته ی امداد امام قطعاً حل خواهد شد تازه اگر هم حل نشده باقی بماند با یک " هجی مجی لاترجی" بعضی ها و ساختن چن تا شعار جدید و قافیه دار و براه انداختن چند مورد سمینار همراه با شام و ناهار حل خواهدشد!
خواهر احمدینژاد کاندیدای مجلس شد
![]()
پروین احمدی نژاد گفت که از حوزه انتخابیه گرمسار در انتخابات مجلس نهم کاندیدا خواند شد.
================== توضیح=======================
گاهی آدم اصلاً نه تعجب می کند از بعضی چیزها و نه به خودش اجازه می دهد که حتماً تاسف بخورد از بعضی چیزها! اما این دفعه حیف است که به خودمان اجازه ندهیم که من باب تبرک هم شده اندکی تاسف بخوریم و مبلغی تعجب بفرماییم از بعضی چیزها. اما راستش را بخواهید تعجب ما از این نکته است که چطور خواهر جناب ریاست جمهور با توجه به سابقه ی سیاسی خانوادگی تا الان کاره ای نشدند و احیاناً به امید نمایندگی مجلس از پرده نشینی درآمدند و تاسف ما از این است چرا با چنین پدیده ی سیاسی برخوردی خردمندانه نمی کنند و ایشان را بدون آرای مردم به مجلس نمی فرستند تا همه ی مردم از محضر ایشان استفاده نمایند و احیاناً اگر کاری مانده که برادر ایشان نتوانستند یا وقت نکردند به انجام آن اقدام کنند ، ایشان بانی خیر گردد و ادامه ی سیاست برادر جلیل القدرشان را در مجلس کلید بزنند تا نه تنها دولت که مجلس هم از فیوضات سیاسی حضرت برادر از طریق حضرت خواهر بهره مند شود و اداره ی امور نه ان شاءالله که قطعاً و به یقین ختم به خیر شود و اگر هم کسی معترض شد در جواب به آنها بگویند که از آنجایی که همه ی شصت و سه درصد رای برادرشان تقلب نبوده لذا بخشی از آن ده تا پانزده درصد آرایی که واقعی بوده به حساب خواهر ریخته شده تا هم به ارثیه ی خانوادگی خود رسیده باشند و هم باعث نشاط خاطر ما شوند تا بعد از سی وسه سال اندکی تعجب و تاسف داشته باشیم و نقداً حال بکنیم از بعضی چیزها!
ما تنگه ی هرمز را می بندیم . البته الان نمی بندیم . اگر غرب نفت ما را تحریم کند حتی یک بشکه - ببخشید – یک قطره نفت نمی گذاریم از تنگه ی هرمز عبور کند. مانور ما یعنی این که می توانیم تنگه ی هرمز را ببندیم یا شاید بستیم یا اگه بخواهیم ببندیم میتوانیم یا اصلاً در آینده ی نزدیک بستیم یا احتمالاً در آینده ی دور این کار را کردیم یا خواهیم کرد و اصلاً تنگه ی هرمز مال خودمونه و به هیچ کس ربطی ندارد که ما این جا چکار می کنیم و حتی می توانیم در وسط تنگه ی هرمز یک پست ایست و بازرسی دایر کنیم و از همه ی کشتی هایی که از این جا رد می شوند باج بگیریم.به هرحال تنگه ی هرمز ، جد اندر جد مال بابامونه و اصلاً شاید یه روز گشادش کردیم تا قایق های تندروی ما راحت تر بتوانند اونجا دور خودشون بگردند وخلاصه این که این یک فرصت تاریخی برای ما برادران است تا هرچه دوست داریم در مصاحبه ها و خبرها بگوییم و دشمن را بترسانیم و این ها اصلاً خال خاله بازی نیست!!
ما که خودمان ، اند نزاکت و اند ادب و اند سواد سیاسی هستیم قبل از این که مدیریت مجلس از آقای مرادی شکایت کند و ایشان را تنبیه نماید ، بدین وسیله آقای مرادی را به عنوان نماینده ی دولت احمدی نژاد به خاطر رفتار بی ادبیاتی اش نسبت به مجلس ، آن هم مجلس این دوره ، محکوم می کنیم. آخه مرد حسابی! اولندش که ای کاش ادب سیاسی را از رئیس خودت آقای احمدی نژاد یاد می گرفتی که خود به تنهایی شهره ی ادب و آداب هستند و در طول و عرض ریاست جمهوری خود حتی یک کلمه ی بدور از اخلاق سیاسی از دهان مبارک و نازنین خود صادر نفرمودند. دومندش که نمایندگان عزیز این دوره ی پرعزت و شکوه با زحمات خود ثابت کرده اند که خبره ترین و نازنین ترین و پرجسارت ترین و انصافاً مجلسی ترین نمایندگان مجلس در طول تاریخ هستند سومندش که مجلس که سالن کشتی کج نیست آقای نماینده ی دولت ؟! اینجا حقوقدان ترین افراد به عنوان نمایندگان برحق مردم جمع شده اند تا مشکلات مردم را حل کنند و انصافا هم حل کرده اند و اگه شمای نماینده ی دولت این یک سیلی را نمی زده بودی باور کن هیچ مشکلی حل نشده باقی نمانده بود. چارمندش که اون سیلی ای که هم خوردی حقت بود چرا که اولندش مانع حل مشکلات مردم در مجلس شدی و دومندش که برای نمایندگان مجلس فیگور گرفتی و به روایتی کت و به روایتی دیگر پالتویت را درآوردی و سومندش که آقا اصلاً تکلیف استفساریه ی مجلس در مورد یارانه ها و تخلف دولت چی شد؟ چارمندش که خلاصه ما نفهمیدیم که حیوان خانه کجاست؟ مجلس کجاست؟ و به قول شاعر، مولانا لاادری (دمش گرم) : یعنی حیوان خانه و مجلس یکی است؟!




